می دانید دختر کانون هنر و زیبایی است ،بخصوص اگر محبت و مهربانی در چهره جاری باشد ، لبخند او می تواند بهترین حس را به شما بدهد. علی قلبی بزرگ ، و آکنده از احساس های لطیف و محبت انگیز دارد ، او همواره سعی می کند کاری را انجام دهد که رضای خدا را از دست ندهد . اندکی شیطان و بلا تشریف دارد و اهل بازیگوشی و نشاط و لحظه های شیرین است و کمک می کند خالق این اثر باشد.
علی همیشه دلنواز بوده است و بر عکس من صبر و حوصله بلندی دارد . او این قصه را بلد است که کسی را بی هوا دوست داشته باشد و او را مدام در قلب و جان خود نگه دارد و بی دریغ دوستش بدارد. شما همراه او نگران مشکلات نخواهید بود و او دروازه های امید را برایتان باز خواهد کرد .
علی آرزو های بلند و آزادنه بسیاری دارد و من می دانم به آن ها خواهد رسید، مطمئنم همت او وسیع و دوست دارانش بسیار بسیار هستند.من دیده ام که زندگی او همیشه سرشار از لحظات زیبا و بسیار عمیق همراه دوستانش بوده است. من می دانم او همکار و همسایه خوبی خواهد شد ،می دانم او مادری مهربان و همسر بسیار فداکاری خواهد شد و می دانم همراهانش مانند من به داشتن او افتخار خواهند کرد .
+ زندگی سرشار از پستی و بلندی های ست که زیبایی ها رو به ما یاد آور می شود.
+ من :)
خوب میدونم از جمله کار های زشتی که من انجام میدم اینکه هنگام گفتگو و بحث با رو به رویی به جایی اینکه با آموزه هام، مشکلات خودم را حل کنم و خودم رو به ادم مسلط تر تبدیل کنم یاد گرفته ام تا عیب دیگران رو ببینم.
مثلا یاد میگرم که پیش فرض داشتن در هنگام ارتباط چیز بدی است.و باید هنگام گفتگو یادم بماند که پیش فرض هایم را در گفتگوهایم دخالت ندهم ،حالا به جایش وسط صحبت دقت می کنم و به کشف طرف مقابل می پردازم تا ببینم این جمله رو با پیش فرض گفته است یا نه! سپس یک جا بالاخره طرفم اشتباه می کند و من فاتحانه می گویم "نه دیگه تو پیش فرض داری. نوچ تو با این پیش فرض هات نمیتونی وارد بحث بشی. این پیش فرض هات بحث پوبا جلو نمی بره "
به جای اینکه این آموخته هایی که کلی کلللللی براشون زحمت کشیدم به من کمک کنه تبدیل به چیزی میشه برای بدتر شدن گفتگو.چیزی که ایجاد تنش می کنه.
یا وقت می زارم و کتابی رو می خونم و تحلیل رفتار مقابل را یاد می گیرم، می فهمم بالغ ، کودک ، والد و فلان فلان داریم ... سپس به جایی اینکه هنگام گفتگو توجه کنم خودم از بالغ خودم خارج نشم هی زوم می کنم به حرف ها حرکات بدنی رو به رویی تا ببینم طرف مقابلم این حرف رو از روی بالغش داره میگه یا کودک ش یا والدش. اخه چرا موکا جان!!
یونگ می گه: "هر چیزی که در دیگران باعث ناراحتی تو میشه ، باعث میشه خودتو بهتر بشناسی". ولی حالا من چه می کنم : " هر چیزی که در من باعث ناراحتی تو میشه ، من الان بهت کمک می کنم خودتو با اون بشناسی" . چیشد؟! کلا برعکس شد !!! اخه چرا موکا!! ، علی جان میگه مدل ذهنی ت ضعیفه.
+این رفتار خیلی بد است و یادم می آید ماه ها پیش اینقدر فکر می کردم که اینکار را نکنم که غذا خوردنم نمی آمد. عذابم میداد. :(
بگذارید یادتان بدهم هر وقت خواستید یک دوست خوب ایده آل گرا باشید خسته که شدید ، نگران چیزی که شدید پشت کنید به تمام اعتقادات( که هیچ اداعا هایتان )و سپس پایتان را بزارید روی همه چیز . هر کاری دوست داشتید انجام بدهید حتی حق دانستن و شنیدن حرف راست را از او بگیرید ، زیر تمام قول ها و گفته هایتان بزنید. سپس بپیچید به کوچه علی چپ نگران دو قطره اشک ریخته شده باشید . دوست خوبم ...
+ خیلی دردناک است که جواب اعتماد آدم ، اندازه یک خستگی باشد.
+ باز هم کلی ثبت موقت دارم کلی. ولی در evernote می نویسم ،اعتماد ندارم .
از بازرس هم عذر میخام، بابت چیزی که نباید میشد و شد.
نمیخام برداشت غلط کنه برا همین بهش نمی گم. یه روز بهم گفت اعتماد کن مطمئن باشن پشیمون نمی شی ، یه روز گفت تا اینجا خودت، یه روز گفت من قول میدم ، یه روز گفت به من میاد که بزارم دیده بشه!. و من گوش دادم. کسی منو مجبور نکرد من خودم خواستم گوش بدم، پس هیچ کس جز خودم مقصر نیستم. پس اگه الان هرچیزی بشه و به من هر چیزی نسبت داده بشه بدون دفاع از خودم ،فقط عذرخواهی خواهم کرد، میدونم و گفت میدونه این کافیه. من چیزی از هدف و دلیلم بهش نخواهم گفت، بزار فک کنه من آدم بده این جریانم.
+من باید به عنوان یه دوست بتونم روزی که قولی بهم داده شد،راجب قدرت قول دهنده و واقعیت های غیرقابل انکار بیشتر دقت کنم،چون وقتی اوضاع خراب بشه دو طرف قول مشکل پیدا میکنن. و یه دوست خوب نباید دوستشو تو مخمصه بندازه.بابت همینم بود ازش عذر خواستم.
+کسی متوجه بعد های من در ارتباط با هر کسی نمیشه ... فقط بفهمه بدترین قسمت داستان برای منه، ایمان داشتم این چیزا میتونه چیزی به ما اضافه کنه. و اگه کم کنه ... الکی الکی ... میشم الکی ... و اگه کوچکترین چیزی بشه حتی در حد یک نگاه چپ. اون ضربه رو می خورم و دیگه میفهمم "دنیا همش درده بچه".
جواب نمی دهد بنده خدا ، یک چیز را فراموش کردی ، عینک عینک...
احساس ها جنبه های متفاوتی دارند، احساس غم ، شادی ، عشق، مهربانی، بزرگی ،توان مندی، سرزندگی، افسردگی، خستگی ،قدرت... . لطفا احساسات افراد را فقط با معیار عشق نسنجید. شاید اگر بخواهیم ریاضیات را وارد کنیم از مجموعه لحظات زندگی فقط 5 درصد آن می تواند عشق باشد نه بیشتر.
صحبت از احساس کار دشواری ست چون معنای هر حس در هر شخص متفاوت ست ، کسی محبت را در بیان کلامات محبت انگیز می بیند کسی در سکوت . کسی محبت را در بودن شما در هر شرایط می بیند، کسی دیگر آن را در آزادی عمل و اعتماد بی حدشما به او می داند.
صحبت از احساس مشکل ست چون فهم و توان و عمق احساسات انسان ها با هم متفاوت است.
+در زندگی من افرادی جاری هستند که بسیار دوستشان دارم ولی هیچ وقت با آن ها هم صحبت نبوده ام ، فردی را دوست می دارم که بهترین معلم و الگو من بوده ، از او به زیبایی صورت و سیرت یاد می کنم و نبود او برایم دلتنگی ست و صدای او برای من مانند روشنایی ستاره است.
در زندگی من دوستانی هستند که آن ها را به خاطر محبت و نیاز بسیارشان نسبت به خودم دوست می دارم، کسانی بوده اند و هستند که، بابت افکارشان احترام قاِئلم، من آن ها را بابت یک عقیده دوست می دارم . من کسی را میشناسم که بسیار دور است و او را ندیده ام اما هر زمانی که بیاید. من مهر و زمان خود را در اختیار او قرار خواهم داد. من هنر دوست داشتن را فهمیده ام و بارها دیده ام که چگونه افراد دوست داشتن را زیبا و لطیف و دوچندان پاسخ می دهند.
+این را بدانید که عشق با دوست داشتن رابطه ای ندارد، عشق نقطه ی ضعف آدمی ست و دوست داشتن و دوست داشته شدن نقطه ی قوت آدم ها.
من عاشق نشده ام ،آنچه دیده ام به من اثبات کرده است که عشق در نهایت سادگی در عمیق ترین نقطه قلب اتفاق میفتد و از بین نمی رود و عشق نیازمند حامی و رفتاری نیست. اما دوست داشتن ها ما بین رفتار و شناخت ها ساخته می شود .وقتی افکارتان و کتاب هایتان و عقایدتان و بودن هایتان را با هم به شراکت می گذارید انگاه دوست داشتن رخ می دهد. دوست داشتن می تواند از بین برود، کم و بیش بشود، فراموش بشود، ولی عشق نه.
خاک بر سر عشق، تف به غیرت عشق
روزی آرام میشوی ، همه می دانند ، روزی تمام می شود و خودت بهتر می دانی .
امیدوارم آن روز این جمله هر لحظه هر جا و با هر حرف در سرم نپیچد « تو او را برده خودت کرده ای»
درد عشق و دلتنگی شیرین است ولی بدان این چیز ها این لعنتی ها درد شان سوز دارد ، تو علی جان تو نفهم هیچ درکش نخواهی کرد.
+need of repair
علی جانم اگر به هر دلیل ، اوضاع خراب است ، که خراب است .
علی جانم اگر یک کلمه تو را بهم میریزد ، بریزد ، به درک.
+ اگر اتفاقی شما را بهم میریزد من حق می دهم که بریزد می توانید داد بزنید ، اذیت کنید قهر کنید و ... ولی دیگر پروو نشوید.
+اینکه همه وسط رقص نور و تکون بده تکون بده ، یهو وایمیستن و سلفی میندازن جای خودش تعجب داره ،حالا دی جی برگشته با کل جمع داره سلفی میندازه !! واقعا برام جالب بود ، فازت چیه عمو!!
پس از من نخواهید عشق را باور کنم.
میام وبلاگ صدای صووووت میاد فقط