بعضی رفتارا تو سن و سال من شبیه یه چیزی مثل کوبیدن پا روی زمین برای نرفتن به مهمونی.
یا اموزش پرواز به پرنده و انتظار موندن توی قفس
علی جان اینکه توی این سن داری خرج خودت در میاری و کار می کنی اینقدر بچه بازی در میاری ، جالبه؟
میدونی وقتی کنارش باشه و منم باشم
تو نگاهش میگه : «تو اندازه این بچه ۲۰ ساله هم شعور نداری»
+فقط در حد چند جمله میگم که اینطور نیست ، من خوشحالم که افراد با شعور کنارمون هستن ، نیاز دیدم که برای اتفاقی بیشتر وقت و انرژی بزارم و میدونم در زمان طولانی کار درستیه . و قطعا همیشگی نیست.
و اتفاقات و روابط گذشته من مکراا (جداا مکراا) بهم یاد داد که باید این زمان و انرژی قرار بدم . خوشحال میشدم کسی حس نمک نشناس ، هول با عذاب وجدان بهم نده ولی خب هر لحظه میدن .
خیلی راحت و خجالت آور بهتون میگم که من به هیچ عنوان نیاز ندارم محبت و توجه و علاقه مندی خودمو نسبت به خانوادم به کسی اثبات کنم ، و انتظار دارم تا به الان ابه حدی ناخودآگاهتون فرو رفته بود که حتی شک نکنید چه برسه به اظهار.
قهر تو این سن بی معتیه بعد سن ۲۵
حتی قهر با خودمون یا دنیا با مامان ، با بابا...
قهر چیه اخه!
خیانت ویرانگره ،
و بعد خیانت همش رسوایی ...
ذهن شما ذره ذره شروع به عادی جلوه دادن می کنه، شکل دیگه میگیره
علایق و خط قرمز های خودتون و همراهتون بی اهمیت میشه و این ویرونی هیچ کس جر خودمون برای خودمون نمیسازیم .
+ اقای محترم عزیز دل ، فک نکن از نظر بقیه زشت نبود ، بود
حتی خود حمدی خانوم. که اسکرین هارو به عالم و ادم فرستاد. حتی من
+یک عاشق فالور ... با کلی ادعا.
+چرا تلاش کردنتون خالی از شور و علاقه ست ،
میگید اخه تلاش کردن که نیست اسمش سگ دو ،
قبول
چرا تلخ رو تلخ تر می کنید ؟
+وقتی خودتون دوس ندارید بقیه هم ندارن.
رابطه شون بهم ریخت .
بعضی ها بدون دل قرص دوس ندارن زندگی کنن.
ورزش می کنم اونم هر روز ، بیش تر از ۱.۵ ساعت .
سالاد درست می کنم ،
باید تناسب اندام پیدا کنم.
از واژه لاغری متنفرم ، یک عده هستن تا با شما رو به رو میشن با آب و تاب میگن «وااااای چقدر لاااااغر شدی... »اینا همونایی هستند که درکشون از رژیم غذایی، نخوردن غذاست و درکشون از تناسب اندام یه آدم نی قلیونی که شبیه ملخ و زمانی که بهشون میگی بدنسازی کار میکنی یاد پسر های بازو کلفت و آمپولی میفتن .
و این یک عده همیشه قرار برنج شون کم کنن و شام نخورن.