بشتابید

بشتابید

با ریدن هر روزه به عادات درست زندگی ، دارم زیبا گند می زنم.

+ نوشته شده در دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۲ساعت توسط آقای خورشید |

دنبال خودم میگردم ،

هر لباسی که میخام انتخاب کنم از خودم می پرسم، چی بپوشم باید راحت بپوشم، من آدم راحتی ام؟ یا رسمی،. رنگی یا مشکی!

میخام چی دیده بشم؟! آدم باحاله یا مرموزه! میخام کی باشم ؟

دوست های صمیمی م رو که می بینیم مدام دنبال خودم میگردم، الان من چجوری ام؟ من آدم خوبی ام؟ من وابسته ام؟ من مهرطلبم؟

نیستم ، هیچ جا نیستم ، هیچ جا خودم پیدا نمی کنم ، پس کجام؟

با هیج لباسی راحت و راضی نیستم ، مدام موقع صحبت خودم سانسور می کنم ، به استدلال های خودم باور ندارم،

به زور حرف درست و حسابی پیدا می کنم که بتونم به کسی بزنم، هر واکنش از خودم رو زیر سوال می برم که این چه حرکتی بود اخه!!!

مدام حس می کنم زیاد حرف زدم زیاد رقصیدم زیاد خندیدم زیاد اطلاعات دادم،

میدونی انگار من برای این سن آماده نشده بودم و این برام سنگین میاد .

نمیدونم باید کجا خودمو پیدا کنم؟

چرا هیچ جا اثری از من نیست .

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۲ساعت توسط آقای خورشید

دارم به جایی می رسم که همش مدام حس می کنم چرت و پرت میگم،

همه جا و به همه شکل ،

احساس می کنم به جای پر شدن دارم سطحی میشم. چیزی به خودم اضافه نمی کنم فقط با حرف ادای ادم بهتر درمیارم.

علامت سوال ندارم فقط زر زر دارم.


برچسب‌ها: اندراحوالات, سیگنال فلسفه
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۴ فروردین ۱۴۰۲ساعت توسط آقای خورشید |