وقتی بعد از دو سال
تلاش
صبوری
قناعت
مراعات
عامل مشکلات میشم.
واقعا دیگه حرفی ندارم بزنم، حرفی نمی مونه بزنم.
+ شاید حق با شماست عامل بدبختی شما من بودم. من هیچ جا قصور نکردم که از خودم ناراضی باشم.

بعضی کلمات نباید جاری بشن ،
اما شما
می تونید جاری شون کنید اشکالی نداره ،
چون کسی حدود بیان کلمات کسی رو نمی تونه کنترل کنه ،
اما وقتی جاری شون کردید،
یادتون باشه،
عواقبش هم نمی تونید کنترل کنید.
+دقت کنید عواقب کارهاتون از کم کاری دیگرون نبینید
میگم کارها رو بنویس ، من یادم نمی مونه
میگه من چلاغی خودکار بردار ، من دیگه یبار گفتم میفهمیدی دیه ...
+ این همون آدم که بهش بگی یادم رفت بر میگرده بهت میگه ، دوباره می پرسیدی ازم می خواستی تا بنویسم برات ، می گفتی تکرار کنم ...