دنيا زمستان هاي زيادي دارد
و برف مي پوشاند تفاوت را
آنقدر كه فرق گور و گهواره كمتر از دو فرشته ي جيره خوار روي شانه هايت
با من اما از عدالت خورشيد ميان كورسويي انسان ها نگو
با من از مدال ها و افتخار ها نگو
با من از هرچه بشر دست در آن برده
با من از خداي تكثير شده
يا سيب و تصميم و سقوط و تقدير
من خوب مي دانم ميان تمام دليل ها
حقيقت نمي گنجد
و ما تنها خواب ميبينيم.