دم جاده وایساده بودیم ، چشم هاشو باریک کررده بود و وقتی دود سیگارشو به داخل ریه ها که نه مغز استخونش می کشید به من نگاه می کرد. فوت می کرد به من نگاه می کرد.

یه نگاه به حاده می نداخت یه نگاه به راننده بعد بهمن و پک بعد

تو دلش میگفت اخه چرا گند زدی اخه چرا من دوست دارم اخه چرا اینجاییم .

+مای آی


برچسب‌ها: زندگی همش درده بجه
+ نوشته شده در شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶ساعت توسط آقای خورشید