اگر به اندازه یک نفر از آن ها فقط یک نفر از آن ها ،منت مادرو پدرش را می کشید برای او دو صد بیش تر احترام قائل می شدم.

نه بیشتر، به اندازه ی انرژی ای که برای صحبت کردن و شوخی کردن با یک نفر از آن ها می گذارد، به اندازه آن هایی نیاز به احترامشان را طلب میکند تا نیاز تایید شدنش را از آنان تامین کند. به اندازه یک نفر آن ها.

+این را به یقین می توانم برای شما بگویم که من تفاوت تایید شدن از طرف مادر و یک غریبه را می فهمم. من با هیجانات یک آشنایی با فرد و دنیایش را می شناسم. من وجود تغییر و تحصیل روابط را می شناسم. پس می دانم که نیاز و غریزه و کنجکاوی با وظیفه را می فهمم.

می شناسم و خدمتتان می گویم که اینجا کسی خودش را گم کرده است.


برچسب‌ها: سیگنال فلسفه, لعنتی ها, رها کن رئیس
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲ فروردین ۱۳۹۶ساعت توسط آقای خورشید