حوصله ی هيچ كس نمي كشد ، حتي صرفا برای شنیدن شان.

علی داشت برایم حرف مي زد. يک دور زديم، دوباره رفتيم برا دور زدن. همچنان داشت تعریف می کرد و من مشتاقانه لذت می بردم. وقتی شروع به حرف زدن کردم، پيچيد سمت مقصد.

+با صدایی آرام روی به علي گفتم "نگران نباش حوصله هيچ كسی نمي كشد." پرسید یعنی چی؟! گفتم هیچی و رد شدیم.

+ نوشته شده در جمعه ۲۴ دی ۱۳۹۵ساعت توسط آقای خورشید