ما آدم های امروزی می توانیم دقایق طولانی، حتی ساعت ها پیرامون شخصیت و رفتارمان صحبت کنیم. و همچنان دوست می داریم رفتار هایی که در گذشته انجام داده ایم را برای دیگران تحلیل کنیم و آن ها را قانع کنیم که حق با ما بوده ست.

دوست داریم ساعت ها راجع به مسائلِ اجتماعی و سیاسی که در اطرافمان رخ می دهد به یکدیگر توضیح بدهیم. و از هم دیگر بخواهیم و انتظار داشته باشیم که به این شخصیت و تحلیل های سیاسی و اجتماعی و خانوادگی ما احترام بگذارند و مخالفت چندانی نکنند.

اشکالی ندارد، بسیار رفتار درست و بجایی است اینکه همه دوس دارند که از طرف مابقی تایید بشوند ولی(آما) دریغ از یکبار عمل نموندن به عقایدمان. دریغ از عمل کردن به ادعا هایمان، و اقیانوسی از انتظار...

کسی نیست بگوید آخر آدم حسابی مگر انجامش داده ای تا من به آن احترام بگذارم؟! ما فقط حس می کنیم که صحبت راجع به پسند هایمان همان عمل به آن هاست.

+مراقب باشیم یک دروغ بزرگ نباشیم.

یک نکته خنده دار هم بگویم بعضی هام که کلا یه قارّپز سر بسته ای بیش نیستند.  عقایدشان فقط در درونِ خودشون انجام می گیرد، اینان سری جدید معتقدین هستن. (آخر مومن عقاید یک سری قوانین و مرز ما هستند در ارتباط با دنیا و خداو  افراد و اتفاقات و ... امکان درونی بودنِ صرفِ اعتقادات، یک نوع تضاد است)

                                     


برچسب‌ها: رها کن رئیس, سیگنال فلسفه
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۵ساعت توسط آقای خورشید