اول ببین خودمان
"آدم های حساس" را تعریف کنیم. افرادِ جزئ بینی که توقع بالایی دارند و تقریبا بابت هر چیزی حتی عبور مورچه از روی دیوار، روح و روان آن ها تحریک می شود .
برگردیم به تحلیل مان ، در نظر بگیریم که در میانه زندگی اتفاقی افتاده است ( یک حادثه نچندان مشدَد) مثلا شخصی دو بار تلفن را بر روی آنان رجکت کرده است و بعد ها هم توضیح و عذرخواهی بابتش انجام نداده است، عکس العملی که من پیش بینی می کنم : در ابتدا سریعاااااا بهشان بر می خورد و مسئله را به خودشان می گیرند سپس کمی عصبانی شده و شروع به ساخت دادگاه های ذهنی می کنند و در ان معمولا کسانی را محکوم و تبرئه می کنند . در قسمت دوم شروع به سردی رابطه و کمی کنایه می کنند تااااا طرفشان با پای خودش بیاید قضیه رجکت را بگوید. بالاخره به حول و قوه الللللهی یکجوری یک روزی مسئله باز شد در جواب عذرخواهی و توضیح هم کیش شان به اکراه یه "خواهش می کنم"، " اشکالی ندارد" ...را می گویند.
سپس باز می گردند به روز اولشان ، با این تفکر که من انسان فداکاری هستم و این رفتار سر بستهِ من نشاااان از متاااانت و شعووور بالای بنده است . با این حرکت توانسته ام هم نارضایتی ام را بیان کنم هم طرفم را ببخشم.
آدم های حساس را هر چیزی ناراحت می کند و خب نمی توانند بابت هر مسئله غررررررررر بزنند و گله و شکایت بکنند با خودشان فکر می کنند که بهتر است گذشت کنم و چیزی نگویم. از این بابت سر هر اتفاق سکوت کرده با توهم ِ اینکه "من آدم خوبه یِ داستان هستم که با سکوت و گذشت مسئله را فیصله داده ام" جلو می روند.
اخطار بدهم که نهایتا اینطور می شود که ادم های حساس و پَرتوقع همواره فک می کنند خیلی فداکارر و مظلوم و کوتاه بیا هستند در صورتی که اگر آن ها را زیر و رو کنید میبینید که اشتباه و نااراحتی های چند سال پیش را هم دقیق یادشان است و هنوز آن ها را سر اتفاق در ذهنشان مرور می کنند و موثرانه در رفتارشان شرکتش می دهند.
من الله توفیق سالار ها، نظرهاتون رو بگید لطفا