اگر سری به آرشیو من بزنید، متوجه خواهید شد که من دو سال پیش در یک وبلاگ شخصی (مثلا اینجا) چگونه افکارم را بیان می کردم. آنگاه خواهید دانست که "من" از چه راهی بزرگ شده ام و زندگی، دید و معیار هایم را در چه جهتی تغییر داده ام.

بگذارید کار را برایتان کمی آسان تر کنم. شما متوجه خواهید شد که هر چند هنوز هم نقد و تحلیل را می پسندم ولی به جا تر از گذشته است. متوجه خواهید شد هر چند هنوز افکارم و تصمیماتِ شخصی ِخودم، ارزشمندترین مسءله برایم است و آن ها را با هیچ برچسبِ اغوا کننده ای (مانند عاقل، فهمیده، نجیب) تعویض نمی کنم اما هم اکنون می توانم بدون حمایت از عیب ها و نواقصم،، برای شما بنویسم. شرح دهم که فلان کار اشتباه را کرده ام و یا فلان نظر را دارم هر چند می دانم نا به جا است.

بدانید هیچ کس دلش نمی خواهد از خودش، بد گویی کند ولی خودشناسی مفهوم زیبایی است و به حدی از عمق رسیده ام که می توانم عیب های را مطرح کنم بدون اینکه زشت باشم .

+سری به آرشیو حدود 5 یا 6 نفر از دوستانم زدم، کار جالبی بود. دیدن تغییرات محسوس بود، بعضی ها غمگین تر شده اند، بعضی ها کم صحبت تر شده اند و بعضی های مهربان تر.

بعضی ها دیگر از خودشان ننوشتند و بعضی ها فقط از خودشون نوشتند، بعضی ها واقعیات را تبدیل به داستاان های جذاب کردند، بعضی ها سعی کردن واقعیت رو تحلیل کنند. و بعضی ها هم قید واقعیت را زده اند دلتنگی شان مهم ترین مسءله شان شده است. بعضی ها کلماتماتشان را اصلاح کردند و بعضی باور هایشان را. خوب یا بد دیدن تغییرات محسوس بود.

حتی یکی لات تر شده بود(!).

+نکته : شاید وبلاگ ها فقط صفحه ای باشند، برای بیان قسمتی از زندگی نه تمام ابعاد آن. این حرف درستی می باشد و نویسنده چیزی را می نویسد که مهم ترین بخش زندگی اش باشد. 

از اینا دوس دارم


برچسب‌ها: سیگنال فلسفه, بفهم
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ساعت توسط آقای خورشید |