بگذارید کار را برایتان کمی آسان تر کنم. شما متوجه خواهید شد که هر چند هنوز هم نقد و تحلیل را می پسندم ولی به جا تر از گذشته است. متوجه خواهید شد هر چند هنوز افکارم و تصمیماتِ شخصی ِخودم، ارزشمندترین مسءله برایم است و آن ها را با هیچ برچسبِ اغوا کننده ای (مانند عاقل، فهمیده، نجیب) تعویض نمی کنم اما هم اکنون می توانم بدون حمایت از عیب ها و نواقصم،، برای شما بنویسم. شرح دهم که فلان کار اشتباه را کرده ام و یا فلان نظر را دارم هر چند می دانم نا به جا است.
بدانید هیچ کس دلش نمی خواهد از خودش، بد گویی کند ولی خودشناسی مفهوم زیبایی است و به حدی از عمق رسیده ام که می توانم عیب های را مطرح کنم بدون اینکه زشت باشم .
+سری به آرشیو حدود 5 یا 6 نفر از دوستانم زدم، کار جالبی بود. دیدن تغییرات محسوس بود، بعضی ها غمگین تر شده اند، بعضی ها کم صحبت تر شده اند و بعضی های مهربان تر.
بعضی ها دیگر از خودشان ننوشتند و بعضی ها فقط از خودشون نوشتند، بعضی ها واقعیات را تبدیل به داستاان های جذاب کردند، بعضی ها سعی کردن واقعیت رو تحلیل کنند. و بعضی ها هم قید واقعیت را زده اند دلتنگی شان مهم ترین مسءله شان شده است. بعضی ها کلماتماتشان را اصلاح کردند و بعضی باور هایشان را. خوب یا بد دیدن تغییرات محسوس بود.
حتی یکی لات تر شده بود(!).
+نکته : شاید وبلاگ ها فقط صفحه ای باشند، برای بیان قسمتی از زندگی نه تمام ابعاد آن. این حرف درستی می باشد و نویسنده چیزی را می نویسد که مهم ترین بخش زندگی اش باشد.
