گاهی آنقَدر بعضی از جملات را راحت نوشتیم و گفتیم که انگار نه انگار ارزشمند بودند ، گاهی آنقدر راحت تایپ کردیم که انگار نه انگار حرف مهمی باشند. بیایید به حال هم گریه کنیم.
ما مدام تایپ کردیم. "دوست دارم " ها را تایپ کردیم. حرف ها و افکار درونی ای بودند که می بایست از چشمان هم می خواندیم ولی تایپ کردیم . ما فریاد را تایپ کردیم، عشق را تایپ کردیم، خستگی هایمان را تایپ کردیم .آنقدر تایپ کردیم که انگار نه انگار تایپ کردیم.
گربه هایمان پشت یک شکلک گریه جا ماند، لب هایمان پشت شکلک های بوسه خشکید، انگار نه انگار
برای خنده مدام برای هم شکلک لبخند و قاه قاه فرستادیم، برای ابراز مهربانی یمان برای هم شکلک های زیبا، قلب و بوسه فرستادیم. تا ندانیم معنای آغوش چیست، معنای لحن چیست، معنای دستان گرم چیست، معنای نگاه چیست، آنقدر اینکار را ادامه دادیم تا یادمان رفت دوست داشتن را تایپ نمی کنند نشان نمی دهند شیر نمی کنند.
چه کسی می فهمد وقتی نمی توانم یعنی چه! وای به حال زندگی ما، وای به حال خنده و گریه ها و کنار هم بودنمان.
بیایید به حال زار زار گریه کنیم، بیایبد .
+قطعه از فیلم رو با هم گوش بدیم رو قطعه از فیلم
+کیفیت پایینه با صدای بلند گوش بدید.