اینجا کسی بود که برای هر شب ۴۴ هزار به فردی پرداخت می کرد تا همراه ش باشد.

اینجا کسی بود که تنها آمده بود و بعد عمل تشنه و دردمند بود. وقتی بهش ابمیوه می دادم مدام می گفت ایشالا آب کوثر نصیبت شود،

اینجا کسی بود اهل کردستان و غریب ، آهنگ های خسته هایده را بلند بلند دوست می داشت.

اینجا کسی بود که می گفت من از ۱۲ سالگی همراهش هستم به من نگویید که حالا با دو تا بچه  همراه خوبی نیستیم،

اینجا کارگری بود از  هند، که سرکارگرش زیر زیری می گفت ارزش ده میلیون خرج را ندارد ردش کند برود ،

اینجا کسی بود که از آمپول وحشتناک کوال می ترسید و مدام جای کبودش را نشان می داد.

اینجا کسی بود که از عالم و آدم گله داشت و غر می زد و می گفت این دنیا چش شده است؟ من ادم به این خوبی آخه!!!!!

اینجا حتی کسی بود که کس نبود .


برچسب‌ها: اندراحوالات, زندگی همش درده بچه
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۴ساعت توسط آقای خورشید