حتی به قول بعضی از دوستان جناب "گوزو" هم جلو آمد.فلانی فلانی هم که حتی باورش هم نمی کردم آمد، و گفت که بابت ناراحتی من ناراحت و نگران است.

آمدند یکی یکی و جداگانه گفتند که نگران امتحان و دانشگاه نباشم و هرکدام یک طوری به روش خودشان حرفایی از جنس محبت گفتند . هرچند درس خوان نیستند ولی اطمینان کوچکی بابت کمک و هواداری می دانند. از آن ها ابدا انتظار نداشتم و خودتان می دانید این تعارفات برایم اهمیت چندانی ندارد ولی جای خودش و اندازه خودش به آدم خیلی چیز ها را نشان می داد.  

+ باید حواسم رابیشتر به غریبه های نزدیک بدهم .

+ جالب بود تقریبا تنها فرد اقای بازرس بود که ابدا چیزی نگفت.


برچسب‌ها: اندراحوالات
+ نوشته شده در پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۹۴ساعت توسط آقای خورشید