"ديگه نمي تونه يكي مثل منو پيدا كنه" .

به قول يكي كه نوشته بود اين جمله بسيار چررررنده. كسي كه شما رو ترك و يا اخراج كرده ابدا دنبال يكي مثل شما نمي گرده. واضحه كه اگه كسي مثل شما رو مي خواست كه شما رو رها نمي كرد سالااار.

+ ندارم به همين تحفه نوشته كلي اميد و تبريك و تهنيت بگيد. ايشالا جبران كنيم.

+ نوشته شده در شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۵ساعت توسط آقای خورشید |

یکی این " دالان ذهن " رو ندیده؟

کوجا رفتی یهو؟ میخای دلبر صدا کنم؟

+ امروز که داشتم پروفایل TED رو کامل تر می کردم دیدم یکی از استعداد ها رو زده " بلاگر " بودن، خوشحال شدیم و یه زهر خندی زدیم. آره سالار ما انتهای ویژگی هستیم.


برچسب‌ها: اندراحوالات
+ نوشته شده در جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۹۵ساعت توسط آقای خورشید |

ما آدم های امروزی می توانیم دقایق طولانی، حتی ساعت ها پیرامون شخصیت و رفتارمان صحبت کنیم. و همچنان دوست می داریم رفتار هایی که در گذشته انجام داده ایم را برای دیگران تحلیل کنیم و آن ها را قانع کنیم که حق با ما بوده ست.

دوست داریم ساعت ها راجع به مسائلِ اجتماعی و سیاسی که در اطرافمان رخ می دهد به یکدیگر توضیح بدهیم. و از هم دیگر بخواهیم و انتظار داشته باشیم که به این شخصیت و تحلیل های سیاسی و اجتماعی و خانوادگی ما احترام بگذارند و مخالفت چندانی نکنند.

اشکالی ندارد، بسیار رفتار درست و بجایی است اینکه همه دوس دارند که از طرف مابقی تایید بشوند ولی(آما) دریغ از یکبار عمل نموندن به عقایدمان. دریغ از عمل کردن به ادعا هایمان، و اقیانوسی از انتظار...

کسی نیست بگوید آخر آدم حسابی مگر انجامش داده ای تا من به آن احترام بگذارم؟! ما فقط حس می کنیم که صحبت راجع به پسند هایمان همان عمل به آن هاست.

+مراقب باشیم یک دروغ بزرگ نباشیم.

یک نکته خنده دار هم بگویم بعضی هام که کلا یه قارّپز سر بسته ای بیش نیستند.  عقایدشان فقط در درونِ خودشون انجام می گیرد، اینان سری جدید معتقدین هستن. (آخر مومن عقاید یک سری قوانین و مرز ما هستند در ارتباط با دنیا و خداو  افراد و اتفاقات و ... امکان درونی بودنِ صرفِ اعتقادات، یک نوع تضاد است)

                                     


برچسب‌ها: رها کن رئیس, سیگنال فلسفه
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۵ساعت توسط آقای خورشید

می دانیدچه زمانی بحرف می آید؟ حالا با بغض یا اشک، داد، خسته ...هر شکلی سعی می کند عین آدم متمدن بنشید و حرف هایش را بزند؟ صرفا زمانی که از او طلبکار باشید. انگار همیشه خودش را محکم بغل گرفته است که مبادا حرف بزند.

در این احوالات پیچیدگیِ زندگی و شرایطِ زندگی و همین طور رشد غیر قابل کنترل هررر چیزی در اطرافم مثل رفاه، امکانات، دستگاه ها،اطلاعات، ارتباطات ... حرف نزدن و انتظار داشتن چندان کار درستی حساب نمی آید. یکم با انصاف تر باشیم.


برچسب‌ها: سیگنال فلسفه, رها کن رئیس
+ نوشته شده در شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۵ساعت توسط آقای خورشید |

گور بابای همه ،فقط باید برنامه ریزی کنم و با تمرکز جلو برم همین. نیاز به برنامه ریزی هست.

+آه خدای عزیز عزیز عزیز کیف می کنم وقتی میگم  " اللهُ نور السموات و الارض" . 


برچسب‌ها: لعنتی ها
+ نوشته شده در پنجشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵ساعت توسط آقای خورشید

خریدن چیزای نو به شخصه به من کیف خاصی میده، باز کردن نایلون و چسب هاشون و چیدمانشون. حتی اگه برای خودم نباشه.

انتخاب کردن و خرید کردن لذت خاصی داره حتی با قرض و حساب کتاب. چیزای نو خوبن، باور کنید مثل چیزایی که هدیه می گیرید حتی اگه کوچیک باشه. حتی اگه برای خود ما نباشه.

دیدنشون و بوی تازگیی شون، به شما دستور میدن که باید برید جلو باید برررید جلو به هر طریق، به هر سختی، با هر اصطحکاکی. من این تجربه رو داشتم که شروع قاعدتا کار سختی محسوب میشه ولی دردسر های بزرگتری هم هیشه بعدش هست اصن همیشه سختی هست. ولی گور بابای سختی ها فقط خوابم کم بشه حله.

                                   


برچسب‌ها: اندراحوالات
+ نوشته شده در پنجشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵ساعت توسط آقای خورشید

بخاطر دارم ، آن زمان ها که دلم روشن تر بود، برای چیزهای کوچک وقت های بسیار داشتم. مثلا باری با حوصله برای سفر ها و جاده هایش موزیک گزینش کردم. پوشه های مختلف با نام گزاری های متفاوت... هواجوری، خستم حبیب، قورباغه حیرون...

دلمون روشن بود دیگه.


برچسب‌ها: رها کن رئیس
+ نوشته شده در یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۵ساعت توسط آقای خورشید