ما هیچ وقت مسجد نرفتیم.

خانواده ما مذهبی نبود ، به مسائلی مثل روزه، حجاب، افطاری، و خیرات توجه داشتند و دارند اما هیچ گاه بیشتر از این ها هم نبوده است. خانواده ما در بیشتر مواقع معروف به رفتار معذب و کم توقع و درست بوده است به قول او که می گفت مذهب ما در وجدانم است.

نیت ندارم وجود و عدم وجود مذهب در خانواده را بررسی کنم و خانواده ام را بسیار دوست می دارم.

فقط خواستم بگویم ما هیچ وقت مسجد نرفتیم ، هیچ وقت زیارت و دسته عزاداری و مراسمات آن نرفتیم. و من در این شب های قدر بیدار می مانم و به صدای دعا گوش می دهم، خودم را مشغول کار های دیگر می کنم که گویی برایم اهمیت ندارد اما به تک تک کلمات و معانی شان دقت می کنم و گوش می دهم.

نمیدانم چرا، اما بیدارم.

+ نوشته شده در یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط آقای خورشید

دقیقا ساعت 2 صبح، شب قدر، هوا عالیه. فرشته ها حال می کنند.

+در این شب ، در این ساعت ، در این سن و موقعیت برای همه ی شما آرزو می کنم، دعا می کنم.

دعا می کنم همه چیز به وقتش براتون اتفاق بیفتد ، همون موقع ها که ذوقش را دارید. در زمان مناسب عاشق بشید، صاحب خونه و ماشین... بشید همون موقع لازم دارید و دوست دارید که داشته باشید .

آرزو می کنم همه چیز به وقتش براتون اتفاق بیفتد.


برچسب‌ها: اندراحوالات
+ نوشته شده در جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط آقای خورشید |

من از دستورات شُما پیروی نمی کُنم
چون اگر پیروی کنم،
یعنی قبول کردم که شُما این حق رو دارید که به من دستور بدید و شُما این حق رو ندارید.

 (Camp X-Ray (2014

+اگه واقعا انجام کاری را دوست ندارید انجام ندید، هیچ کاری اجباری نیست.

بهانه های بخاطر همسرم، به خاطر مادرم ، به خاطر وجدانم ، به خاطر خدا ... هیچ برتری در شما ایجاد نمی کند. وقتی به رفتار و اعمال تون شخصا ایمان ندارید و بخاطر کسی انجامش می دید. لطفا چیزی باشید که هستید و برای یک آدم درستِ مطلوب بودن برای خودتون تلاش کنید.


برچسب‌ها: زندگی همش درده بچه
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط آقای خورشید |

‏آدم احمق رو شاید به سختی بشه تحمل کرد...اما تحمل احمقی که فکر میکنه روشنفکره، امکان پذیر نیست


برچسب‌ها: رها کن رئیس
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط آقای خورشید

اخبار جدید اینکه جواب کنکور ارشد اومده ، و من برعکس اونچه که انتظار داشتم رتبه سه رقمی(زیر500) آوردم.

منی که یک سال و نیم دست به کتاب و جزوه هام نزدم و به روش الله بختکی ترم 8 رو با 6 واحد باقی مونده پاس نمودم. (یعنی می تونستم 7 ترمه تموم کنم).

+حالا اگه می خواستم انتخاب رشته کنم رتبم میشد n هزار. :)) والا 

+ نوشته شده در جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط آقای خورشید |

کنار جاده وایساده بودیم ، چشم های کوچیکشو باریک کرده بود. دود سیگارشو به داخل ریه ها که نه مغز استخونش می کشید و به من نگاه می کرد. دود می داد بیرون و نگاه می کرد.

یه نگاه به جاده یه نگاه به راننده بعد به من و پک بعدی.

تو دلش می گفت آخه چرا گند زدی! آخه چرا من تو رو دوست دارم! آخه چرا اینجاییم !

نزدیکش شدم خیلی نزدیک، امتناع نکرد و ما مثلِ دوتا یتیم از هم سیر نمی شدیم.

+وقتی جدا شدیم یاد شاملو افتادم که می گفت من مرگ را زیسته ام. در نی زار، پرنده ای اندوهگین می خواند. انگار چیزی را به یاد آورده که بهتر بود فراموش کند... کی نو تسورایوکی

+کاش میدونیستید چه درد وحشتناکی پشت این کلماته


برچسب‌ها: فقط بگذرید
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط آقای خورشید

 

+علی جان ، بهتریم بابت این جشن زیبا ممنونم.

تو بهترینِ من بودی.

+فوتو بای کفترهای علی :))

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط آقای خورشید |