او پیچیده نیست و من نزدیک ترین شخص به او هستم، و من می دانم کجای این داستانِ زندگی ایستاده است. او پیچیده فکر نمی کند و می شود رفتارش را به راحتی درک کرد ، علی جان من نیز موافق تو هستم او ابدا پیچیده نیست و کاملا ساده رفتار می کند . من متوجه هستم که او چه چیز را می خواهد و چگونه برایش عمل می کند. شاید نتواند دسیسه های بزرگی بسازد اما آنقدر آدم پیچیده ای نیست می شود به راحتی دسیسه هایی که در حد و توان خودش هست را دید و فهمید.
+علی تمام روز پیشش می مونه، تو کارش کنارشِ، میدونه کجاس میدونه کی و چه اتفاقی میفته، تمام روز رو کنار خودش داره.
+دیگه چی میخاد از من؟ بسم نیس
+تعادل عامل بقاست و خدا عادل اینو یادتون نره.
اینکه این بازیِ بچگانه را از کی و کجا شروع کرده ام، خودم هم نمیدانم. تنها چیزی که به آن اطمینان دارم حسِ اعتمادی ست که به او دارم.
او با من خوب رفتار می کند البته با همه خوب رفتار می کند. زندگی ِاو برای من یک منطقه کشف نشده حساب می شود نمی دانم ودیعه کدام عشق رهایش نمی کند که هنوز هم بعد از گذشت ده ها سال شب شبگرد خیابان ها است. نمی دانم چشم های مخاطبش چقدر دلربا بوده که هنوز هم می خواند "چشم های مست تو آروم جانمِ".
من هنگام هم خوانی می گویم "چشم های خیس تو "نتوانستم بگویم ...
