روزي مي رسد که مي فهميم واقعا از خاطر کسي فراموش شده ايم، اعتراف مي کنم وااقعا روز سخت و سنگيني است،
ولي قابل درک ، درد دارد ، ولي چاره اي نيست،
به خصوص اگر خودتان خواسته باشد.
+ گفتم برف ميباره بريم؟ ، گفت سخته جور نيست، گفتم تنها ميرما ، گفت زود برگرد ، تنها رفتم بارها بارها...
+ ببار ای برف
برچسبها:
لعنتی ها,
زندگی همش درده بچه
+
نوشته شده در دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۳ساعت توسط آقای خورشید
|
چند صباجی تو شهر پلاک 91 ها گذران عمر کردیم،
+ آخه لامصب ها توی اتوبان چه سرعت گیری؟؟!!!
+
نوشته شده در یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳ساعت توسط آقای خورشید
|
کینه ای نیستم ، ولی دیگه آلزایمر هم ندارم،
+
نوشته شده در سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۳ساعت توسط آقای خورشید
برگشت گفت :
اووووج وقاحت....
اینم آخرش.
+انصاف نم کشیده.
برچسبها:
زندگی همش درده بچه
+
نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳ساعت توسط آقای خورشید